حمد الله مستوفي قزويني

188

تاريخ گزيده

شهرهاى روم چندى در تصرف مسلمانان آمد كه حد نداشت . عبد الله ابى سرح ، به اندلس [ 1 ] رفت و آن ولايت مسخر كرد . در سنهء ست و عشرين ، عثمان سرائى چند در حوالى حرم مكه بخريد و اضافت مسجد كرد . در سنهء ثمان و عشرين ، خبر آمد كه خراسانيان نافرمانى مىكنند سعد بن عاص را بفرستاد تا ايشان را رام كرد و هم درين سال در ميان مسلمانان در قرائت قرآن اختلاف عظيم پديد آمد ، چنان كه هر قومى ديگرى را كافر مىخواندند . عثمان قرآن برين صورت كه اكنون در مصحفها مسطور است ، جمع كرد و ديگر نسخها را ناچيز كرد . [ 2 ] در سنهء ثلثين ، انگشترى پيغمبر از دست عثمان . در چاه اريس [ 3 ] افتاد ، چندانكه جستند نيافتند و هم درين سال ، معاويه در قسطنطنيه غزا كرد . در سنهء اثنى و ثلثين ، از روم لشكر بجنگ مسلمانان آمد . در دريا ، عبد الله ابى - سرح و مسلمانان با ايشان حرب كردند و مظفر شدند . عبد الله سبا يهودى ، در عهد عمر خطاب رضي الله عنه مسلمان شده بود ، اما همچنان حقد يهودى در دلش بود . مىخواست كه در كار اسلام شورى افكند و فتنه‌اى انگيزد . صلابت عمرى مانع فكر انديشهء او بود و دستش نداد . در عهد عثمان فتنه انداخت و روشهاء عثمان كه خلاف سيرت شيخين بود ، بهانه ساخت و مسلمانان را بر عثمان آغاليد و در خاطر مردم متصور گردانيد كه خروج بر عثمان عبادتست . گروهى از مصر و جمعى از بصره و كوفه بسخن او فريفته شدند و بهمديگر مراسلات نوشتند و فتنه بالا گرفت . مصريان ، پيش مرتضى على ، تردد ميكردند و بصريان پيش زبير عوام و كوفيان پيش طلحه و نصيحت آن اكابر ايشان را مفيد نمىآمد . آن جماعت با هم قرار دادند كه عثمان را الزام كنند تا خود را خلع كند و الا بكشند . بغوغاء عام ، بر عثمان خروج كردند و محمد بن ابو بكر و مالك اشتر و عدى حاتم

--> [ 1 ] - در كتاب ياقوت دو اندلس بيشتر ذكر نشده . يكى همان اندلس معروف يعنى جنوب اسپانياست و ديگرى « محلة كبيره كانت بالفسطاط » ( ج ص 35 ) [ 2 ] - نسخ : بسوخت [ 3 ] - بئر اريس و هى على ميلين من المدينة كانت من اقل الابار ماء فما ادرك حتى الساعة قعرها ( ياقوت )